0
» معنی کلمات » معنی ادب – فرهنگ معین و عمید
معنی کلمات

معنی ادب – فرهنگ معین و عمید

فروردین 31, 1403 ۰17

معنی ادب در فرهنگ عمید

۱. رفتار پسندیده مطابق با هنجارهای جامعه؛ خوی خوش.

۲. روش مناسب هر کار.

۳. (اسم مصدر) تنبیه؛ مجازات.

۴. فرهنگ؛ فضل و معرفت.

۵. = ادبیات

۶. (اسم مصدر) تربیت کردن.

۷. [قدیمی] علمی که با تسلط بر آن شخص می‌تواند سخن درست و نادرست و خوب و بد را تشخیص دهد. قدما آن را شامل علوم صرف، نحو، لغت، اشتقاق، معانی، بیان، بدیع، عروض، و قافیه و بهره یافتن از هر علمی به‌قدر حاجت دانسته‌اند.

* ادب کردن: (مصدر متعدی)

۱. [عامیانه] تنبیه کردن.

۲. [قدیمی] تربیت‌ کردن.

معنی ادب در فرهنگ معین

(اَ دَ) [ ع . ] (اِ.) 1 – فرهنگ ، دانش . 2 – هنر. 3 – معاشرت ، روش پسندیده . 4 – شرم ، حرمت .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×