معنی آرا در فرهنگ عمید
۱. = آراستن
۲. آراینده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): انجمنآرا، بزمآرا، جهانآرا، خودآرا، رزمآرا، سخنآرا.
۳. (اسم) [مخففِ آرایش] [قدیمی] زیب؛ زیور: میان گوهر و زیور سراپای / بتان را زشت کرده زیب و آرای (فخرالدیناسعد: ۱۲۶).
معنی آرا در فرهنگ معین
[ ع . آراء ] ( اِ.) جِ رأی ؛ رأی ها، اندیشه ها.
