معنی آزرمجو در فرهنگ عمید
۱. آزرمخواه؛ باشرم و حیا؛ عفیف.
۳. دادگر.
۴. آنکه حرمت دیگران را نگه دارد؛ احترامکننده: کسی کاو تو را نیست آزرمجوی / چه جویی چه خواهی از او آبروی (فردوسی: ۷/۵۸۳ حاشیه).
معنی آزرمجو در فرهنگ معین
(ی ) ( ~.) (ص فا.) 1 – با شرم ، کم رو. 2 – منصف ، عادل .
