معنی آراسته در فرهنگ عمید
۱. زینتدادهشده.
۲. پاکسرشت: جوان آراسته.
۳. [قدیمی] مرتب؛ منظم.
معنی آراسته در فرهنگ معین
(تِ) 1 – (ص مف .) مزیُن ، زینت شده . 2 – منظّم . 3 – (ص .) آماده ، مهیّا. 4 – آهستگی ، درنگ . 5 – آسایش ، راحتی . 6 – خاموشی ، سکوت . 7 – امن ، امان . 8 – بستر، خوابگاه . 9 – جایگاه ، مقام . 10 – جای خلوت . 11 – (ق .) آهسته ، به تأنی . 12 – اطمینان خاطر
