معنی آگنده گوش – فرهنگ معین و عمید
معنی آگنده گوش در فرهنگ عمید ۱. آنکه گوش شنوا ندارد؛ کر. ۲. کسی که به پند و اندرز...
معنی آگنده گوش در فرهنگ عمید ۱. آنکه گوش شنوا ندارد؛ کر. ۲. کسی که به پند و اندرز...
معنی آلاکلنگ در فرهنگ عمید = الاکلنگ معنی آلاکلنگ در فرهنگ معین (کُ لَ) (اِمر.) دو...
معنی آلست در فرهنگ عمید آلر؛ سرین؛ کفل؛ ران. معنی آلست در فرهنگ معین (لَ) ( اِ.) =...
معنی آلوسن در فرهنگ عمید گیاهی با ساقههای بلند شبیه رازیانه، برگهای بیضیشکل،...
معنی آمادگی در فرهنگ عمید آماده و مهیا بودن: آن جهان صورت شود آن مادگی / هرکه در...
معنی آمر در فرهنگ عمید امرکننده؛ امردهنده؛ فرماندهنده؛ فرمانده؛ کارفرما. معنی آمر...
معنی آموزشی در فرهنگ عمید ۱. مربوط به آموزش. ۲. [قدیمی] طالب علم و دوستدار آموختن:...
معنی آمیغه در فرهنگ عمید ۱. آمیخته؛ مخلوط. ۲. (اسم مصدر) آمیزش؛ مجامعت. معنی آمیغه...
معنی آند در فرهنگ عمید قطب مثبت باتری الکتریکی و مانند آنه؛ جریان برق. معنی آند در...
معنی آنیه در فرهنگ عمید = انا معنی آنیه در فرهنگ معین [ ع . ] ( اِ.) جِ اناء؛ ظرف...
معنی آوردن در فرهنگ عمید ۱. چیزی یا کسی را با خود از جایی به جایی یا از نزد کسی به...
معنی آویزان در فرهنگ عمید ۱. آویخته؛ معلق. ۲. (قید) در حال آویختگی. ۳. طفیلی؛ مزاحم....
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.