معنی آویزان در فرهنگ عمید
۱. آویخته؛ معلق.
۲. (قید) در حال آویختگی.
۳. طفیلی؛ مزاحم.
۴. [عامیانه] غمگین.
۵. در حال دعوا؛ گلاویز.
معنی آویزان در فرهنگ معین
(ص فا.) 1 – معلق ، آویخته . 2 – در حال جنگ و گریز.
اکسیژنساز یکی از مهمترین تجهیزات پزشکی برای بیمارانی است که به تنفس کمکی و اکسیژن مداوم نیاز...
معنی اجناس در فرهنگ عمید = جِنس معنی اجناس در فرهنگ معین ( اَ) [ ع . ] (اِ.) جِ جنس . ۱ – قسم ها،...
معنی احتباس در فرهنگ عمید ۱. (پزشکی) = حبسالبول ۲. [قدیمی] زندانی شدن؛ محبوس شدن. ۳. [قدیمی] قطع...
معنی احتیاج در فرهنگ عمید نداشتن چیزی که مورد لزوم است؛ حاجت داشتن؛ نیازمند بودن؛ حاجتمندی؛...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.