معنی ادرار – فرهنگ معین و عمید
معنی ادرار در فرهنگ عمید ۱. مایعی زردرنگ، مرکب از آب، اسیداوریک، نمک طعام، و املاح...
معنی ادرار در فرهنگ عمید ۱. مایعی زردرنگ، مرکب از آب، اسیداوریک، نمک طعام، و املاح...
معنی ادهم در فرهنگ عمید ۱. سیاهرنگ (اسب). ۲. (اسم) [مجاز] اسب. ۳. [مجاز] سیاه؛...
معنی اذناب در فرهنگ عمید ۱. افراد فرودست. ۲. اطراف؛ کنارهها. ۳. بندگان؛ خادمان....
معنی ارایک در فرهنگ عمید = اریکه معنی ارایک در فرهنگ معین ( اَ یِ) [ ع . ] ( اِ.) جِ...
معنی ارتش در فرهنگ عمید ۱. مجموع نیروهای نظامی یک کشور. ۲. بخشی از نیروی نظامی بعضی...
معنی ارتیاض در فرهنگ عمید ۱. ریاضت کشیدن. ۲. رنج بردن برای آموختن یا تعلیم گرفتن....
معنی اردک ماهی در فرهنگ عمید نوعی ماهی فلسدار با بدن باریک و کشیده، و پوزهای شبیه...
معنی ارزیافت در فرهنگ عمید نتیجۀ ارزیابی؛ نتیجهای که از عمل ارزیابی بهدست میآید....
معنی ارض در فرهنگ عمید زمین. * ارض اقدس: [قدیمی، مجاز] شهر مشهد. δ به مناسبت وجود...
معنی ارقش در فرهنگ عمید ۱. دارای خالهای سیاهوسفید. ۲. ویژگی انسان یا حیوانی که...
معنی اروس در فرهنگ عمید = متاع: یک روز چارپای ببردستم از گله / روز دگر اروس و قماش...
معنی ازت در فرهنگ عمید = نیتروژن معنی ازت در فرهنگ معین (اَ زُ) [ فر. ] ( اِ.)...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.