معنی ادهم در فرهنگ عمید
۱. سیاهرنگ (اسب).
۲. (اسم) [مجاز] اسب.
۳. [مجاز] سیاه؛ تاریک.
معنی ادهم در فرهنگ معین
(اَ هَ) (ص .) 1 – سیاه رنگ ، خاکستری . 2 – آثار نو. 3 – آثار کهنه و پوسیده . 4 – بند، قید. 5 – اسب سیاه ، اسب تندرو.
اکسیژنساز یکی از مهمترین تجهیزات پزشکی برای بیمارانی است که به تنفس کمکی و اکسیژن مداوم نیاز...
معنی اجناد در فرهنگ عمید = جند۱ معنی اجناد در فرهنگ معین ( اَ) [ ع . ] (اِ.) جِ جند؛ لشکرها،سپاهیان...
معنی احباط در فرهنگ عمید باطل کردن؛ باطل کردن. معنی احباط در فرهنگ معین ( اِ ) [ ع . ] (مص م .) ۱ –...
معنی احتمال در فرهنگ عمید ۱. گمان؛ حدس. ۲. (اسم مصدر) حمل کردن؛ بار برداشتن. ۳. (اسم مصدر) [قدیمی]...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.