معنی اسار – فرهنگ معین و عمید
معنی اسار در فرهنگ عمید اسارت؛ بند؛ اسیری. معنی اسار در فرهنگ معین (اَ یا اِ) [ ع ....
معنی اسار در فرهنگ عمید اسارت؛ بند؛ اسیری. معنی اسار در فرهنگ معین (اَ یا اِ) [ ع ....
معنی اسباب بازی در فرهنگ عمید وسیلۀ بازی و سرگرمی؛ بازیچه. معنی اسباب بازی در فرهنگ...
معنی اجناس در فرهنگ عمید = جِنس معنی اجناس در فرهنگ معین ( اَ) [ ع . ] (اِ.) جِ جنس...
معنی احتباس در فرهنگ عمید ۱. (پزشکی) = حبسالبول ۲. [قدیمی] زندانی شدن؛ محبوس شدن....
معنی احتیاج در فرهنگ عمید نداشتن چیزی که مورد لزوم است؛ حاجت داشتن؛ نیازمند بودن؛...
معنی احزاب در فرهنگ عمید ۱. = حزب ۲. سیوسومین سورۀ قرآن کریم، مدنی، دارای ۷۳ آیه....
معنی احکام در فرهنگ عمید ۱. آداب و رسوم. ۲. قوانین؛ مقررات: ای دل برو مقلد احکام شرع...
معنی اخاذی در فرهنگ عمید با تهدید و زور یا حیله و نیرنگ از کسی پول گرفتن. معنی اخاذی...
معنی اختطاف در فرهنگ عمید بهسرعت قاپیدن؛ ربودن. معنی اختطاف در فرهنگ معین (اِ تِ) [...
معنی اخرب در فرهنگ عمید در عروض، ویژگی پایهای که در آن مفاعیلن به مفعولُ تغییر...
معنی اخلاص در فرهنگ عمید ۱. خلوص نیت؛ پاک بودن؛ بیآلایشی. ۲. عبادت خداوند با خلوص...
معنی اخیر در فرهنگ عمید ۱. پسین؛ آخری؛ بازپسین؛ واپسین. ۲. (اسم) دنباله و آخر چیزی....
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.