معنی اسار در فرهنگ عمید
اسارت؛ بند؛ اسیری.
معنی اسار در فرهنگ معین
(اَ یا اِ) [ ع . ] 1 – (مص م .) اسیر کردن . 2 – چیزی را به بند کشیدن . 3 – (اِمص .) اسیری ، بردگی . 4 – (اِ.) بند، دوال .
اکسیژنساز یکی از مهمترین تجهیزات پزشکی برای بیمارانی است که به تنفس کمکی و اکسیژن مداوم نیاز...
معنی اجناد در فرهنگ عمید = جند۱ معنی اجناد در فرهنگ معین ( اَ) [ ع . ] (اِ.) جِ جند؛ لشکرها،سپاهیان...
معنی احباط در فرهنگ عمید باطل کردن؛ باطل کردن. معنی احباط در فرهنگ معین ( اِ ) [ ع . ] (مص م .) ۱ –...
معنی احتمال در فرهنگ عمید ۱. گمان؛ حدس. ۲. (اسم مصدر) حمل کردن؛ بار برداشتن. ۳. (اسم مصدر) [قدیمی]...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.