معنی استوا در فرهنگ عمید
۱. (جغرافیا) دایرۀ فرضی که مانند کمربند کرۀ زمین را احاطه کرده و زمین را به دو نیمکرۀ شمالی و جنوبی تقسیم میکند.
۲. (اسم مصدر) [قدیمی] راست بودن؛ بدون خمیدگی بودن.
۳. (اسم مصدر) [قدیمی] مستقر شدن؛ قرار گرفتن؛ استقرار.
اکسیژنساز یکی از مهمترین تجهیزات پزشکی برای بیمارانی است که به تنفس کمکی و اکسیژن مداوم نیاز...
معنی اجناس در فرهنگ عمید = جِنس معنی اجناس در فرهنگ معین ( اَ) [ ع . ] (اِ.) جِ جنس . ۱ – قسم ها،...
معنی احتباس در فرهنگ عمید ۱. (پزشکی) = حبسالبول ۲. [قدیمی] زندانی شدن؛ محبوس شدن. ۳. [قدیمی] قطع...
معنی احتیاج در فرهنگ عمید نداشتن چیزی که مورد لزوم است؛ حاجت داشتن؛ نیازمند بودن؛ حاجتمندی؛...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.