معنی ابنه در فرهنگ عمید
دختر؛ بنت.
معنی ابنه در فرهنگ معین
(اُ نِ) [ ع . ابنة ] 1 – (اِ.) عقده ، گره ، گره در رسن ، چوب . 2 – قوزک ساق . 3 – عیب ، کینه . 4 – نام بیماری خارشِ مقعد.
اکسیژنساز یکی از مهمترین تجهیزات پزشکی برای بیمارانی است که به تنفس کمکی و اکسیژن مداوم نیاز...
معنی اجناس در فرهنگ عمید = جِنس معنی اجناس در فرهنگ معین ( اَ) [ ع . ] (اِ.) جِ جنس . ۱ – قسم ها،...
معنی احتباس در فرهنگ عمید ۱. (پزشکی) = حبسالبول ۲. [قدیمی] زندانی شدن؛ محبوس شدن. ۳. [قدیمی] قطع...
معنی احتیاج در فرهنگ عمید نداشتن چیزی که مورد لزوم است؛ حاجت داشتن؛ نیازمند بودن؛ حاجتمندی؛...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.