معنی ابرش در فرهنگ عمید
۱. اسبی که خالهای مخالف رنگ (خصوصاً سرخ و سفید) خود داشته باشد.
۲. [مجاز] رنگارنگ.
معنی ابرش در فرهنگ معین
(اَ رَ) [ ع . ] (ص .) 1 – اسبی که در پوستش لکه هایی غیر از رنگ اصلی اش وجود داشته باشد. 2 – زیوری از زیورهای اسب .
اکسیژنساز یکی از مهمترین تجهیزات پزشکی برای بیمارانی است که به تنفس کمکی و اکسیژن مداوم نیاز...
معنی اجناس در فرهنگ عمید = جِنس معنی اجناس در فرهنگ معین ( اَ) [ ع . ] (اِ.) جِ جنس . ۱ – قسم ها،...
معنی احتباس در فرهنگ عمید ۱. (پزشکی) = حبسالبول ۲. [قدیمی] زندانی شدن؛ محبوس شدن. ۳. [قدیمی] قطع...
معنی احتیاج در فرهنگ عمید نداشتن چیزی که مورد لزوم است؛ حاجت داشتن؛ نیازمند بودن؛ حاجتمندی؛...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.