معنی آشنا در فرهنگ عمید
۱. شناسا؛ شناسنده.
۲. شناخته.
۳. آگاه؛ باخبر.
۴. کسی که او را میشناسیم ولی با او رابطۀ چندانی نداریم.
۵. آنکه در کاری مهارت اندکی دارد: با نجاری هم آشناست.
۶. [قدیمی] یار؛ دوست.
۷. [قدیمی] عاشق.
معنی آشنا در فرهنگ معین
( ~.) (اِ.) = آشنا: 1 – (اِ.) شنا، شناوری ، آب ورزی . 2 – (ص فا.) شنا کننده ، شناگر.
