معنی آرایش در فرهنگ عمید
۱. زیب و زینت؛ زیور.
۲. زینت دادن.
۳. آراستن صورت با مواد مخصوص، مانند کِرم؛ بزک.
۴. نظموترتیب؛ نوع چیدن و منظم کردن.
۵. [قدیمی] قانون؛ قاعده؛ رسم.
* آرایش خورشید: (موسیقی) [قدیمی] از الحان سیگانۀ باربد: چو زد ز آرایش خورشید راهی / در آرایش بُدی خورشید ماهی (نظامی۱۴: ۱۸۰).
معنی آرایش در فرهنگ معین
(ی ِ )(اِمص .) 1 – زیب و زینت . 2 – آماده شدن و صف کشیدن سپاه . 3 – تصنع ، ظاهر – سازی . 4 – زیبا کردن چهره .
