معنی ازعاج در فرهنگ عمید
۱. طرد کردن؛ بیرون کردن.
۲. حرکت دادن؛ جنباندن.
معنی ازعاج در فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] (مص م .) 1 – از جا برکندن ، از جا برانگیختن . 2 – بریدن . 3 – فرستادن . 4 – بی آرام ساختن . 5 – راندن .
اکسیژنساز یکی از مهمترین تجهیزات پزشکی برای بیمارانی است که به تنفس کمکی و اکسیژن مداوم نیاز...
معنی اجناد در فرهنگ عمید = جند۱ معنی اجناد در فرهنگ معین ( اَ) [ ع . ] (اِ.) جِ جند؛ لشکرها،سپاهیان...
معنی احباط در فرهنگ عمید باطل کردن؛ باطل کردن. معنی احباط در فرهنگ معین ( اِ ) [ ع . ] (مص م .) ۱ –...
معنی احتمال در فرهنگ عمید ۱. گمان؛ حدس. ۲. (اسم مصدر) حمل کردن؛ بار برداشتن. ۳. (اسم مصدر) [قدیمی]...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.