معنی ازل در فرهنگ عمید
۱. آنچه اول و ابتدا نداشته باشد؛ همیشگی؛ دیرینگی.
۲. زمان بیابتدا.
معنی ازل در فرهنگ معین
(اَ زَ) [ ع . ] (اِ.) زمان بی ابتداء.
اکسیژنساز یکی از مهمترین تجهیزات پزشکی برای بیمارانی است که به تنفس کمکی و اکسیژن مداوم نیاز...
معنی اجناد در فرهنگ عمید = جند۱ معنی اجناد در فرهنگ معین ( اَ) [ ع . ] (اِ.) جِ جند؛ لشکرها،سپاهیان...
معنی احباط در فرهنگ عمید باطل کردن؛ باطل کردن. معنی احباط در فرهنگ معین ( اِ ) [ ع . ] (مص م .) ۱ –...
معنی احتمال در فرهنگ عمید ۱. گمان؛ حدس. ۲. (اسم مصدر) حمل کردن؛ بار برداشتن. ۳. (اسم مصدر) [قدیمی]...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.