معنی اذله در فرهنگ عمید
۱. [جمعِ ذلیل] = ذلیل
۲. [جمعِ ذلول] = ذلول
معنی اذله در فرهنگ معین
(اَ ذِ لِّ) [ ع . ] (ص .) 1 – جِ ذلیل ؛ ذلیل شدگان . 2 – جِ ذلول ؛ نرم دلان .
اکسیژنساز یکی از مهمترین تجهیزات پزشکی برای بیمارانی است که به تنفس کمکی و اکسیژن مداوم نیاز...
معنی اجناد در فرهنگ عمید = جند۱ معنی اجناد در فرهنگ معین ( اَ) [ ع . ] (اِ.) جِ جند؛ لشکرها،سپاهیان...
معنی احباط در فرهنگ عمید باطل کردن؛ باطل کردن. معنی احباط در فرهنگ معین ( اِ ) [ ع . ] (مص م .) ۱ –...
معنی احتمال در فرهنگ عمید ۱. گمان؛ حدس. ۲. (اسم مصدر) حمل کردن؛ بار برداشتن. ۳. (اسم مصدر) [قدیمی]...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.