معنی ادیب در فرهنگ عمید
۱. کسی که علم ادب میداند.
۲. سخنسنج؛ سخندان.
۳. بافرهنگ.
۴. [قدیمی] دبیر؛ معلم.
معنی ادیب در فرهنگ معین
(اَ) [ ع . ] (ص .) 1 – بافرهنگ ، دانشمند. 2 – دانای علم و ادب . 3 – معلم ، مربی .
اکسیژنساز یکی از مهمترین تجهیزات پزشکی برای بیمارانی است که به تنفس کمکی و اکسیژن مداوم نیاز...
معنی اجناد در فرهنگ عمید = جند۱ معنی اجناد در فرهنگ معین ( اَ) [ ع . ] (اِ.) جِ جند؛ لشکرها،سپاهیان...
معنی احباط در فرهنگ عمید باطل کردن؛ باطل کردن. معنی احباط در فرهنگ معین ( اِ ) [ ع . ] (مص م .) ۱ –...
معنی احتمال در فرهنگ عمید ۱. گمان؛ حدس. ۲. (اسم مصدر) حمل کردن؛ بار برداشتن. ۳. (اسم مصدر) [قدیمی]...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.