معنی آزردن در فرهنگ عمید
۱. آزار دادن؛ آزرده کردن؛ رنجاندن؛ رنجه ساختن: مشو شادمان گر بدی کردهای / که آزرده گردی گر «آزردهای» (فردوسی: ۷/۴۴۶ حاشیه).
۲. (مصدر لازم) رنجه شدن؛ دلتنگ شدن؛ رنجیدن.
معنی آزردن در فرهنگ معین
(زُ دَ) 1 – (مص ل .) رنجیدن . 2 – (مص م .) رنجانیدن .
