معنی افیال – فرهنگ عمید
معنی افیال در فرهنگ عمید = فیل
معنی بانجو در فرهنگ عمید از سازهای زهی شبیه گیتار با پنج تا نُه سیم و جعبۀ طنینی...
معنی ببسودن در فرهنگ عمید سودن؛ دست مالیدن؛ دست زدن به چیزی؛ بسودن، پسودن،...
معنی بخجد در فرهنگ عمید ۱. ریم؛ چرک. ۲. ریم آهن؛ آنچه پس از گداختن در کوره...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.