معنی اشقمونیا – فرهنگ عمید
معنی اشقمونیا در فرهنگ عمید = سقمونیا
معنی اشنوشه در فرهنگ عمید = عطسه: دَماغ خشک او اشنوشهٴ تر / چو آرد گوش گردون را کند...
معنی اصغا در فرهنگ عمید ۱. گوش دادن؛ گوش فراداشتن؛ گوش دادن به سخن کسی. ۲. نیوشیدن؛...
معنی اصیل الطرفین در فرهنگ عمید آنکه از پدر و مادر اصیل و نجیب...
معنی اعتنا در فرهنگ عمید اهتمام ورزیدن به کاری؛ توجه داشتن به امری یا...
معنی افتنان در فرهنگ عمید ۱. (ادبی) در بدیع، آن است که شاعر در ضمن شعر چند مضمون...
معنی افسونگری در فرهنگ عمید شغل و عمل افسونگر؛ جادوگری؛ افسون...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.