معنی ابدالدهر – فرهنگ معین و عمید
معنی ابدالدهر در فرهنگ عمید بهطور همیشگی؛ تا ابد. معنی ابدالدهر در فرهنگ معین (اَ...
معنی ابدالدهر در فرهنگ عمید بهطور همیشگی؛ تا ابد. معنی ابدالدهر در فرهنگ معین (اَ...
معنی ابری در فرهنگ عمید ۱. ویژگی آسمان پوشیده از ابر: هوای ابری. ۲. ابرمانند. ۳....
معنی ابل در فرهنگ عمید = شتر معنی ابل در فرهنگ معین (اِ بِ) [ ع . ] (اِ.)...
معنی ابنیه در فرهنگ عمید عمارتها؛ ساختمانها. معنی ابنیه در فرهنگ معین (اَ یِ) [ ع...
معنی اپرا در فرهنگ عمید ۱. نمایش با ساز و آواز؛ تئاتری که در آن هنرپیشگان فقط شعر و...
معنی اتاوه در فرهنگ عمید ۱. رشوه. ۲. باج؛ خراج. معنی اتاوه در فرهنگ معین (اِ وَ یا...
معنی اتصال در فرهنگ عمید ۱. به هم وصل شدن؛ به هم رسیدن؛ به هم پیوستن. ۲. پیوستگی؛...
معنی اتیلن در فرهنگ عمید گازی بیرنگ، با بوی زننده، قابل اشتعال، و دارای شعلۀ بسیار...
معنی اجاره در فرهنگ عمید ۱. ملک یا مالی را به مدت معینی در اختیار کسی گذاشتن در...
معنی اجتیاز در فرهنگ عمید عبور کردن؛ گذشتن از جایی؛ گذشتن. معنی اجتیاز در فرهنگ معین...
معنی آسا در فرهنگ عمید ۱. خمیازه؛ دهاندره: چنان نمود به ما دوش ماه نو دیدار / چو...
معنی آستیگماتیسم در فرهنگ عمید نقصی ناشی از متمرکز شدن پرتوهای نوردر نقطۀ شبکیه و...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.