معنی آمارگر – فرهنگ معین و عمید
معنی آمارگر در فرهنگ عمید کسی که مٲمور گردآوری، بررسی و تحلیل دادهها است. معنی...
معنی آمارگر در فرهنگ عمید کسی که مٲمور گردآوری، بررسی و تحلیل دادهها است. معنی...
معنی آمرزگار در فرهنگ عمید ۱. بخشایندۀ گناهان؛ آمرزنده. ۲. از صفات باریتعالی. معنی...
معنی آموسنی در فرهنگ عمید = وسنی معنی آموسنی در فرهنگ معین (اَ وِ) (اِ.) = آموسنی :...
معنی آنا در فرهنگ عمید ۱. هماندم. ۲. بهیکدم؛ در یکلحظه. معنی آنا در فرهنگ معین...
معنی آنژین در فرهنگ عمید نوعی بیماری که با درد، ورم گلو، سرخشدن و تورم لوزهها،...
معنی آوار در فرهنگ عمید ۱. گردوخاک؛ غبار: از آوار اسبان و گرد سپاه / بشد روشنایی ز...
معنی آورنجن در فرهنگ عمید = برنجن معنی آورنجن در فرهنگ معین (وَ رَ جَ) (اِمر.) ۱ –...
معنی آویژه در فرهنگ عمید ۱. ویژه؛ خاص. ۲. خالص. ۳. یار و دوست نزدیک. معنی آویژه در...
معنی آهن خا در فرهنگ عمید ۱. آنکه آهن را به دندان نرم کند. ۲. [مجاز] اسب سرکش و...
معنی آهیانه در فرهنگ عمید کاسۀ سر؛ استخوان بالای مغز سر. معنی آهیانه در فرهنگ معین...
معنی آیین در فرهنگ عمید ۱. طریق؛ روش: چنین است آیین گردندهدهر / گهی نوش بار...
معنی ابتر در فرهنگ عمید ۱. ناتمام؛ ناقص. ۲. (ادبی) = بتْر ۳. [قدیمی] بیفرزند. ۴....
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.