معنی آشفتن – فرهنگ معین و عمید
معنی آشفتن در فرهنگ عمید ۱. آشفته شدن. ۲. پریشان شدن؛ شوریده شدن؛ اضطراب. ۳. از حالت...
معنی آشفتن در فرهنگ عمید ۱. آشفته شدن. ۲. پریشان شدن؛ شوریده شدن؛ اضطراب. ۳. از حالت...
معنی آشناگر در فرهنگ عمید شناگر؛ شناور؛ آبباز. معنی آشناگر در فرهنگ معین ( ~. گَ)...
معنی آغاردن در فرهنگ عمید ۱. تر کردن؛ خیسانیدن؛ نم کردن: پولاد نرم کی شود و شیرین /...
معنی آغشته در فرهنگ عمید ۱. آلوده. ۲. ترشده. ۳. آمیختهشده با چیزی. معنی آغشته در...
معنی آفتاب گردان در فرهنگ عمید گیاهی با برگهای درشت و ساقۀ بلند و گلهای سبدی...
معنی آفرینگان در فرهنگ عمید در آیین زردشتی، نمازی که در بعضی اوقات، بهویژه در...
معنی آکاردئون در فرهنگ عمید نوعی ساز دارای شستی با بدنهای چیندار که هنگام نواختن...
معنی آکنیدن در فرهنگ عمید آکندن؛ انباشتن؛ پر ساختن. معنی آکنیدن در فرهنگ معین (کَ...
معنی آگوش در فرهنگ عمید = آغوش۱ معنی آگوش در فرهنگ معین ( اِ.) آغوش ، بغل...
معنی آلامد در فرهنگ عمید ۱. مطابق مد و رسم حاضر. ۲. ویژگی کسی که خود را مطابق مد...
معنی آلفا در فرهنگ عمید نام حرف اول الفبای یونانی (α). δ در بعضی رشتههای علمی در...
معنی آله در فرهنگ عمید = آلک معنی آله در فرهنگ معین (اِ لا هْ) [ ع . ] (اِ.) خدا،...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.