معنی آغشتن – فرهنگ معین و عمید
معنی آغشتن در فرهنگ عمید ۱. خیس کردن؛ تر کردن. ۲. آلوده کردن. ۳. آمیختن؛ سرشتن. ۴....
معنی آغشتن در فرهنگ عمید ۱. خیس کردن؛ تر کردن. ۲. آلوده کردن. ۳. آمیختن؛ سرشتن. ۴....
معنی آفتاب زرد در فرهنگ عمید ۱. [مجاز] نهایت پیری؛ نزدیکی زمان مرگ: افتاد بر آفتاب...
معنی آفرین خانه در فرهنگ عمید جایی که در آن نماز بخوانند و عبادت پروردگار کنند؛...
معنی آکادمی در فرهنگ عمید انجمنی رسمی در هر کشور که از بزرگان علوم و فنون برای بحث و...
معنی آکنه در فرهنگ عمید جوشی که در جوانی بر صورت پیدا شود. معنی آکنه در فرهنگ معین...
معنی آگورگر در فرهنگ عمید آجرپز. معنی آگورگر در فرهنگ معین (گَ) (ص فا.)...
معنی آلام در فرهنگ عمید = اَلَم معنی آلام در فرهنگ معین [ ع . ] ( اِ.) جِ الم ؛...
معنی آلغده در فرهنگ عمید خشمگین؛ خشمناک. معنی آلغده در فرهنگ معین (لُ دِ) (ص .) نک...
معنی آلونک در فرهنگ عمید ۱. [مجاز] خانۀ کوچک. ۲. خانۀ کوچک موقت که از چوب و مصالح...
معنی آمار در فرهنگ عمید ۱. دادههای عددی به دست آمده از بررسی اطلاعات دربارۀ یک...
معنی آمرزش در فرهنگ عمید ۱. بخشایش. ۲. بخشودن گناه بنده از جانب خداوند، بهویژه پس...
معنی آموزنده در فرهنگ عمید ۱. یاددهنده؛ تعلیمدهنده. ۲. یادگیرنده. معنی آموزنده در...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.