معنی آسمان – فرهنگ معین و عمید
معنی آسمان در فرهنگ عمید ۱. (نجوم) فضای بیپایان و نیلگون که بالای سر ما دیده...
معنی آسمان در فرهنگ عمید ۱. (نجوم) فضای بیپایان و نیلگون که بالای سر ما دیده...
معنی آسیاچرخ در فرهنگ عمید آسیایی که با نیروی باد بگردد و غلات را آرد کند؛ آسیای...
معنی آشردن در فرهنگ عمید = آشوردن معنی آشردن در فرهنگ معین (شُ دَ) (مص م .) آشوردن...
معنی آشگر در فرهنگ عمید دباغ؛ کسی که کارش آش دادن و دباغت کردن پوست حیوانات است....
معنی آصال در فرهنگ عمید وقت بین عصر و مغرب؛ آخر روز؛ شبانگاه. معنی آصال در فرهنگ...
معنی آغر در فرهنگ عمید = آغردن معنی آغر در فرهنگ معین (اُ غُ) [ تر. ] ( اِ.) برکت ،...
معنی آفتاب در فرهنگ عمید ۱. گرمی، روشنایی، و نور خورشید. ۲. = خورشید ۳. (ورزش) در...
معنی آفریدن در فرهنگ عمید از نیستی به هستی آوردن؛ خلق کردن؛ بهوجود آوردن. معنی...
معنی آقشام در فرهنگ عمید ۱. غروب؛ هنگام غروب؛ شامگاه. ۲. شیپوری که هنگام غروب در...
معنی آکنده در فرهنگ عمید ۱. پرکردهشده؛ انباشته. ۲. [قدیمی، مجاز] چاق؛ فربه. معنی...
معنی آگنج در فرهنگ عمید ۱. رودۀ گوسفند آکنده از گوشت پخته یا خوراکی دیگر. ۲. (صفت)...
معنی آلاف در فرهنگ عمید = اَلْف معنی آلاف در فرهنگ معین [ ع . ] ( اِ.) جِ الف ؛...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.