معنی اخیه – فرهنگ معین و عمید
معنی اخیه در فرهنگ عمید ریسمان یا قلابهایی که در طویله در کنار آخور نصب میکنند و...
معنی اخیه در فرهنگ عمید ریسمان یا قلابهایی که در طویله در کنار آخور نصب میکنند و...
معنی ادراک در فرهنگ عمید ۱. درک کردن؛ دریافتن؛ پی بردن؛ فهمیدن. ۲. (اسم) قوۀ درک و...
معنی ادیان در فرهنگ عمید = دین۱ معنی ادیان در فرهنگ معین ( اَ) [ ع . ] (اِ.) جِ دین...
معنی اذهاب در فرهنگ عمید = ذهب معنی اذهاب در فرهنگ معین ( اِ ) [ ع . ] (مص م .) ۱ –...
معنی ارائه در فرهنگ عمید ۱. نشان دادن؛ نمایاندن. ۲. بیان کردن؛ گفتن: ارائهٴ دلیل....
معنی ارتشبد در فرهنگ عمید بالاترین درجۀ نظامی در ارتش ایران؛ افسر ارشد. معنی ارتشبد...
معنی ارث در فرهنگ عمید ۱. (حقوق) مالی که از مرده به وارث میرسد. ۲. (اسم مصدر) منتقل...
معنی اردو در فرهنگ عمید ۱. اردوگاه. ۲. هرگونه سفر کوتاه شبانهروزی گروهی که به منظور...
معنی ارزیدن در فرهنگ عمید ۱. ارزش داشتن؛ قیمت داشتن؛ بها داشتن: به نزد کهان و به نزد...
معنی ارضاع در فرهنگ عمید شیر دادن. معنی ارضاع در فرهنگ معین ( اِ ) [ ع . ] (مص م .)...
معنی ارقم در فرهنگ عمید مار سیاهوسفید کشنده. معنی ارقم در فرهنگ معین (اَ قَ) [ ع ....
معنی ارومه در فرهنگ عمید ۱. ریشۀ درخت. ۲. اصل؛ اساس. ۳. خاندان؛ دودمان. معنی ارومه...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.