معنی آور – فرهنگ معین و عمید
معنی آور در فرهنگ عمید ۱. = آوردن ۲. آورنده؛ دارنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): بارآور،...
معنی آور در فرهنگ عمید ۱. = آوردن ۲. آورنده؛ دارنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): بارآور،...
معنی آونگ در فرهنگ عمید ۱. ریسمانی که خوشههای انگور یا میوۀ دیگر را به آن ببندند و...
معنی آهسته کار در فرهنگ عمید آنکه به کندی حرکت کند یا کار کند؛ کند؛ کندکار؛ دیرجنب....
معنی آهوپا در فرهنگ عمید ۱. تندرو؛ تیزرفتار؛ آنکه مانند آهو بدود و فرار کند. ۲....
معنی آیزنه در فرهنگ عمید شوهر خواهر. معنی آیزنه در فرهنگ معین (یَ یا یِ نِ) [ تر. ]...
معنی اباطیل در فرهنگ عمید = باطل معنی اباطیل در فرهنگ معین ( اَ) [ ع . ] (اِ.) جِ...
معنی ابتیاع در فرهنگ عمید خریدن؛ خریداری کردن؛ خریداری. معنی ابتیاع در فرهنگ معین (...
معنی ابرد در فرهنگ عمید ۱. سردتر. ۲. [مجاز] فاقد جذابیت و گیرایی؛ بیمزه. معنی ابرد...
معنی ابصر در فرهنگ عمید بصیرتر؛ بیناتر؛ بینندهتر؛ آگاهتر؛ داناتر. معنی ابصر در...
معنی ابله گونه در فرهنگ عمید ابلهمانند؛ سادهلوح. معنی ابله گونه در فرهنگ معین (اَ...
معنی ابوین در فرهنگ عمید پدر و مادر؛ والدین. معنی ابوین در فرهنگ معین (اَ بَ وَ) [...
معنی اپیکوریسم در فرهنگ عمید ۱. اصول حکمت اخلاقی اپیکور که خیر را منحصر به درک لذت...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.