معنی آگر – فرهنگ معین و عمید
معنی آگر در فرهنگ عمید آجر؛ خشت پخته. معنی آگر در فرهنگ معین (اَ گَ) (حر.) ۱ – شرط...
معنی آگر در فرهنگ عمید آجر؛ خشت پخته. معنی آگر در فرهنگ معین (اَ گَ) (حر.) ۱ – شرط...
معنی آلاپلنگی در فرهنگ عمید دارای لکهها و خالهای سیاه و سفید مثل پوست پلنگ؛ دارای...
معنی آلت در فرهنگ عمید ۱. هر چیزی که بهوسیلۀ آن کاری انجام بدهند؛ ابزار؛ افزار. ۲....
معنی آلنگ در فرهنگ عمید خندق یا دیواری که در اطراف قلعه یا بر گرد سپاه برای محافظت...
معنی آلیزیدن در فرهنگ عمید = آلیز * آلیز زدن معنی آلیزیدن در فرهنگ معین (اَ دَ) (مص...
معنی آمبولانس در فرهنگ عمید ماشین بزرگ با اتاقکی در پشت، دارای آژیر، تختخواب و...
معنی آموت در فرهنگ عمید آشیانۀ پرندگان شکاری؛ آشیان: بر قلهٴ قاف بخت و اقبال / آموت...
معنی آمیزش در فرهنگ عمید ۱. نزدیکی کردن؛ مقاربت؛ جماع. ۲. همنشینی؛ دوستی؛ مراوده. ۳....
معنی آنتن در فرهنگ عمید ۱. صفحۀ بزرگ فلزی که امواج رادیویی یا تلویزیونی را از مرکز...
معنی آن کجا در فرهنگ عمید ۱. آنچه. ۲. آنکه؛ آنکس که. معنی آن کجا در فرهنگ معین...
معنی آوخ در فرهنگ عمید آه؛ وای؛ آوه؛ آواه؛ دریغ؛ دریغا؛ افسوس: جهان دست جفا بگشاد...
معنی آوند در فرهنگ عمید ۱. ظرف. ۲. کوزه؛ کوزۀ آب. ۳. ظرف شراب. ۴. (زیستشناسی)...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.