معنی آیت – فرهنگ معین و عمید
معنی آیت در فرهنگ عمید ۱. نشانه؛ علامت؛ آیه؛ نشان. ۲. معجز؛ معجزه. ۳. [قدیمی، مجاز]...
معنی آیت در فرهنگ عمید ۱. نشانه؛ علامت؛ آیه؛ نشان. ۲. معجز؛ معجزه. ۳. [قدیمی، مجاز]...
معنی اباحتی در فرهنگ عمید کسی که هر چیز و هر کاری را مباح میداند و ارتکاب هر گناهی...
معنی ابتهاج در فرهنگ عمید شاد شدن؛ شادی کردن؛ شادی؛ شادمانی؛ خوشی؛ خرمی؛ خوشحالی....
معنی ابراز در فرهنگ عمید ۱. ظاهر ساختن؛ آشکار کردن. ۲. بیرون آوردن. معنی ابراز در...
معنی ابسال در فرهنگ عمید ۱. به گرو دادن؛ گرو کردن. ۲. حرام کردن چیزی. معنی ابسال در...
معنی ابلوک در فرهنگ عمید دورو؛ دورنگ؛ منافق. معنی ابلوک در فرهنگ معین ( اِ) (ص .)...
معنی ابوعطا در فرهنگ عمید از متعلقات یا آوازهای دستگاه شور. معنی ابوعطا در فرهنگ...
معنی اپل در فرهنگ عمید قطعهپارچهای پُرشده از ابر یا پنبه که برای خوشحالت نشان...
معنی اتر در فرهنگ عمید مایعی فرّار، بیرنگ، و شدیداً قابل اشتعال که از ترکیب اسید با...
معنی اتم در فرهنگ عمید تمامتر؛ کاملتر. معنی اتم در فرهنگ معین (اَ تَ مّ) [ ع . ]...
معنی اثلم در فرهنگ عمید ۱. (ادبی) = ثَلم ۲. [قدیمی] رخنهدار؛ رخنهیافته. ۳. [قدیمی]...
معنی اجامر در فرهنگ عمید گروه غوغاطلب؛ اوباش. معنی اجامر در فرهنگ معین (اَ مِ) [ ع ....
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.