معنی آلبومین – فرهنگ معین و عمید
معنی آلبومین در فرهنگ عمید پروتئین محلول در آب، به رنگ زرد که در سفیدۀ تخممرغ، سرم...
معنی آلبومین در فرهنگ عمید پروتئین محلول در آب، به رنگ زرد که در سفیدۀ تخممرغ، سرم...
معنی آلگونه در فرهنگ عمید مادۀ سرخی که زنان به گونههای خود میمالند؛ گلگونه؛ سرخاب؛...
معنی آلیز در فرهنگ عمید جستوخیز چهارپایان؛ جفته؛ جفتک؛ جفته و لگد. * آلیز زدن: ۱....
معنی آماهیدن در فرهنگ عمید = آماسیدن معنی آماهیدن در فرهنگ معین (دَ) (مص ل .) نک...
معنی آمن در فرهنگ عمید ۱. در اطمینان و امنوامان؛ بیترسوبیم؛ بهزینهار. ۲....
معنی آمیختن در فرهنگ عمید ۱. آمیخته کردن؛ درهم کردن؛ درهم ساختن و مخلوط کردن دو یا...
معنی آنتراکت در فرهنگ عمید فاصلۀ بین دوپردۀ نمایش یا دوقطعه موسیقی برای استراحت و...
معنی آنک در فرهنگ عمید آنکس که؛ کسی که. معنی آنک در فرهنگ معین (نَ) کلمه ای است دال...
معنی آوانس در فرهنگ عمید گذشت و اغماضی که در جریان کاری با نادیده گرفتن مقررات نسبت...
معنی آون در فرهنگ عمید = آونگ معنی آون در فرهنگ معین (وَ) ( اِ.) آونگ...
معنی آهستگی در فرهنگ عمید ۱. آهسته بودن. ۲. درنگ؛ طمٲنینه. ۳. وقار؛ متانت؛ سنگینی: ز...
معنی آهنین در فرهنگ عمید = آهنی: با سیهدل چه سود گفتن وعظ؟ / نرود میخ آهنین در سنگ...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.