معنی آسدست – فرهنگ معین و عمید
معنی آسدست در فرهنگ عمید آسیای کوچک با دو سنگ که معمولاً سنگ رویی دستۀ چوبی دارد و...
معنی آسدست در فرهنگ عمید آسیای کوچک با دو سنگ که معمولاً سنگ رویی دستۀ چوبی دارد و...
معنی آسوده دل در فرهنگ عمید آسودهخاطر؛ کسی که دلواپس و مضطرب نباشد: کسی خسبد آسوده...
معنی آشانه در فرهنگ عمید = آشیانه معنی آشانه در فرهنگ معین (نِ) ( اِ.) نک آشیانه...
معنی آشکار در فرهنگ عمید آنچه بتوان آن را با حواس پنجگانه درک کرد؛ نمایان؛ پدیدار؛...
معنی آشوردن در فرهنگ عمید ۱. درهم کردن؛ برهم زدن؛ زیرورو کردن؛ شورانیدن. ۲. درهم...
معنی آغال در فرهنگ عمید ۱. = آغالیدن ۲. آغالنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): بدآغال،...
معنی آغوشیدن در فرهنگ عمید یکدیگر را در آغوش گرفتن؛ در بر کشیدن؛ در بغل گرفتن. معنی...
معنی آفتومات در فرهنگ عمید = آفتامات معنی آفتومات در فرهنگ معین [ روس . ] (...
معنی آفندیدن در فرهنگ عمید ۱. جنگ کردن؛ پیکار کردن: در دل او آن نصیحت کار کرد / ترک...
معنی آکروبات در فرهنگ عمید ورزشکاری که حرکات موزون و دشوار از قبیل بندبازی،...
معنی آگاهی در فرهنگ عمید ۱. خبر داشتن؛ اطلاع. ۲. هوشیاری؛ آگاه بودن: عبادت به تقلید،...
معنی آلا در فرهنگ عمید ۱. = آلودن ۲. آلاینده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): خویآلا،...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.