معنی آشامیدن – فرهنگ معین و عمید
معنی آشامیدن در فرهنگ عمید فروبردن آب یا مایع دیگر به حلق؛ نوش کردن؛ نوشیدن: ای ترک...
معنی آشامیدن در فرهنگ عمید فروبردن آب یا مایع دیگر به حلق؛ نوش کردن؛ نوشیدن: ای ترک...
معنی آشفته سامان در فرهنگ عمید ۱. فقیر؛ تهیدست؛ بینوا: نه بم داند آشفتهسامان نه زیر...
معنی آشوبیدن در فرهنگ عمید = آشفتن: که چندانی که بیش آشوبی این دیگ / نیابی لقمهای...
معنی آغازیدن در فرهنگ عمید آغاز کردن؛ آغاز نهادن؛ شروع کردن؛ از سر گرفتن: همه...
معنی آغوش در فرهنگ عمید بغل؛ بر؛ سینه. * در آغوش گرفتن: (مصدر متعدی) کسی را در بغل...
معنی آفتابه لگن در فرهنگ عمید آفتابه و لگن که از فلزی مانند برنج یا مس ساخته میشود...
معنی آفند در فرهنگ عمید جنگ؛ پیکار؛ نبرد؛ دشمنی: ابری بفرست بر سر ری / بارانْش ز هول...
معنی آکج در فرهنگ عمید کجک؛ چنگک؛ قلاب آهنی. معنی آکج در فرهنگ معین (کَ) ( اِ.)...
معنی آگاهاندن در فرهنگ عمید آگاه ساختن؛ آگاه کردن؛ آگاهی دادن؛ باخبر کردن. معنی...
معنی آل در فرهنگ عمید در باور عوام، موجودی خیالی که بهصورت زنی لاغراندام با بدن...
معنی آلبوم در فرهنگ عمید ۱. دفتری با جلد مقوایی کلفت و برگهای ضخیم چسبدار با...
معنی آلگرو در فرهنگ عمید قسمتهای تند و سبک و بانشاط در موسیقی سنفونیک. معنی آلگرو...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.