معنی آمرغ – فرهنگ معین و عمید
معنی آمرغ در فرهنگ عمید ۱. مایه؛ مقدار؛ قدر؛ قیمت؛ ارج؛ ارز: نداند دل آمرغِ پیوند...
معنی آمرغ در فرهنگ عمید ۱. مایه؛ مقدار؛ قدر؛ قیمت؛ ارج؛ ارز: نداند دل آمرغِ پیوند...
معنی آمیب در فرهنگ عمید جاندار تکسلولی از ردۀ آغازیان که در آبهای شیرین و جاهای...
معنی آنارشیسم در فرهنگ عمید اندیشهای که سعادت نوع بشر را در معدوم شدن حکومتها و...
معنی آنفارکتوس در فرهنگ عمید عارضهای که در آن یکی از رگهای تغذیهکنندۀ قلب یا عضوی...
معنی آوازه در فرهنگ عمید ۱. صیت؛ شهرت: به نیکی و بدی آوازه در بسیط جهان / سه کس برند...
معنی آوریل در فرهنگ عمید ماه چهارم تقویم میلادی بین ماه مارس و مه. معنی آوریل در...
معنی آهاردن در فرهنگ عمید آهار مالیدن به جامه یا پارچه؛ آهار زدن؛ آهار دادن....
معنی آهن گذار در فرهنگ عمید ۱. آنکه تیر و مانند آن را از آهن بگذراند. ۲. [مجاز]...
معنی آیات در فرهنگ عمید = آیت معنی آیات در فرهنگ معین [ ع . ] ( اِ.) جِ آیه . ۱ –...
معنی الف در فرهنگ عمید نخستین حرف الفبای فارسی؛ الف. δ در حساب ابجد: «۱». معنی الف...
معنی ابتلاع در فرهنگ عمید به گلو فروبردن؛ بلعیدن. معنی ابتلاع در فرهنگ معین (اِ تِ)...
معنی ابراج در فرهنگ عمید = برج معنی ابراج در فرهنگ معین ( اَ ) [ ع . ] (اِ.) ۱ – جِ...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.