معنی آشوبگر – فرهنگ معین و عمید
معنی آشوبگر در فرهنگ عمید ۱. آشوبکننده. ۲. فتنهانگیز. ۳. فتنهجو. معنی آشوبگر در...
معنی آشوبگر در فرهنگ عمید ۱. آشوبکننده. ۲. فتنهانگیز. ۳. فتنهجو. معنی آشوبگر در...
معنی آغازگر در فرهنگ عمید ۱. آنکه کاری را شروع کند؛ آغازکننده. ۲. (ورزش) در...
معنی آغوز در فرهنگ عمید شیر غلیظ و زردرنگ چهارپایان اهلی که پس از زایمان آنها تا سه...
معنی آفتابه در فرهنگ عمید ظرف آب خمره مانند، لولهدار، و با دسته که برای شستشو به...
معنی آفل در فرهنگ عمید ۱. فرورونده. ۲. ناپدیدشونده. ۳. غروبکننده. معنی آفل در...
معنی آکتیو در فرهنگ عمید ۱. فعال؛ کاری؛ پرکار. ۲. مؤثر. ۳. (نظامی) [منسوخ] کسی که...
معنی آگاه در فرهنگ عمید ۱. باخبر؛ مطلع: هرکه او بیدارتر پردردتر / هرکه او آ گاهتر...
معنی آگین در فرهنگ عمید ۱. پشم، پنبه، پَر، و امثال آن که درون تشک، بالش، و لحاف را...
معنی آلبالو در فرهنگ عمید میوۀ سرخرنگ، گرد وکوچک با طعم ترش و مطبوع شبیه گیلاس که...
معنی آلکی در فرهنگ عمید = پالکی معنی آلکی در فرهنگ معین (اَ لَ) (عا.) ۱ – (ص .)...
معنی آلیاژ در فرهنگ عمید مخلوط دو یا چند فلز از طریق ذوب کردن که خود خاصیت فلزی...
معنی آماسیدن در فرهنگ عمید باد کردن عضوی از بدن؛ ورم کردن؛ آماس کردن. معنی آماسیدن...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.