معنی آنارشی – فرهنگ معین و عمید
معنی آنارشی در فرهنگ عمید ۱. هرجومرج؛ بینظمی. ۲. وضع جامعهای که در آن دولت و...
معنی آنارشی در فرهنگ عمید ۱. هرجومرج؛ بینظمی. ۲. وضع جامعهای که در آن دولت و...
معنی آنسیکلوپدی در فرهنگ عمید = دایرهالمعارف معنی آنسیکلوپدی در فرهنگ معین (لُ پِ) [...
معنی آواز در فرهنگ عمید ۱. بانگ؛ صوت. ۲. نغمه؛ آهنگ. ۳. بانگ آهنگین انسان همراه با...
معنی آوریدن در فرهنگ عمید آوردن: به کار آمد آنها که برداشتند؟ / نه گرد آوریدند و...
معنی آهار در فرهنگ عمید مادهای مرکب از نشاسته، کتیرا، و مانند آن که به پارچه یا...
معنی آهنگ در فرهنگ عمید ۱. قصد؛ عزم؛ اراده؛ عزیمت: چو آهنگ رفتن کند جان پا ک / چه بر...
معنی آیا در فرهنگ عمید کلمهای که در مقام استفهام و طلب دانستن به کار میرود. معنی...
معنی آیینه در فرهنگ عمید ۱. (فیزیک) قطعۀ شیشه که در پشت آن قلع و جیوه مالیده باشند،...
معنی ابتکار در فرهنگ عمید آوردن روشی نو؛ انجام دادن کار بیسابقه؛ نوآوری. معنی...
معنی ابر در فرهنگ عمید ۱. (هواشناسی) بخارهای غلیظشده یا تودۀ قطرات آب و ذرات یخ...
معنی ابزار در فرهنگ عمید ۱. هرچه بهوسیلۀ آن کاری انجام شود؛ آلت. ۲. نوار باریک...
معنی ابلغ در فرهنگ عمید بلیغتر؛ رساتر. معنی ابلغ در فرهنگ معین (اَ لَ) [ ع . ] (ص...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.