معنی آفگانه – فرهنگ معین و عمید
معنی آفگانه در فرهنگ عمید جنین که پیش از موقع سقط شود؛ بچۀ نارسیده. * آفگانه کردن:...
معنی آفگانه در فرهنگ عمید جنین که پیش از موقع سقط شود؛ بچۀ نارسیده. * آفگانه کردن:...
معنی آکتور در فرهنگ عمید بازیگر سینما و تئاتر. معنی آکتور در فرهنگ معین (تُ) [ فر. ]...
معنی آکومولاتور در فرهنگ عمید دستگاهی که مقداری برق برای موقع لزوم در آن ذخیره...
معنی آگیشیدن در فرهنگ عمید ۱. آویختن؛ درآویختن. ۲. آویزان شدن. ۳. پیچیدن. معنی...
معنی آلاییدن در فرهنگ عمید = آلودن معنی آلاییدن در فرهنگ معین (دَ) (مص م .) آلودن...
معنی آلک در فرهنگ عمید = والک معنی آلک در فرهنگ معین (اَ لَ) (اِ.) غربال...
معنی آلی در فرهنگ عمید ۱. مربوط به اندامهای موجود زنده. ۲. دارای آلات، اجزا، یا...
معنی آماس در فرهنگ عمید ۱. برآمدگی و تورم عضوی از بدن در اثر بیماری، جراحت یا...
معنی آمرزیده در فرهنگ عمید بخشوده؛ کسی که خداوند گناهان او را بخشوده باشد. معنی...
معنی آمه در فرهنگ عمید دوات؛ ظرفی که در آن مرکب بریزند. معنی آمه در فرهنگ معین (اَ...
معنی آنارشی در فرهنگ عمید ۱. هرجومرج؛ بینظمی. ۲. وضع جامعهای که در آن دولت و...
معنی آنسیکلوپدی در فرهنگ عمید = دایرهالمعارف معنی آنسیکلوپدی در فرهنگ معین (لُ پِ) [...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.