معنی اتجار – فرهنگ معین و عمید
معنی اتجار در فرهنگ عمید تجارت کردن؛ بازرگانی کردن؛ سوداگری. معنی اتجار در فرهنگ...
معنی اتجار در فرهنگ عمید تجارت کردن؛ بازرگانی کردن؛ سوداگری. معنی اتجار در فرهنگ...
معنی اتقان در فرهنگ عمید محکم کردن؛ استوار کردن کاری؛ استواری. معنی اتقان در فرهنگ...
معنی اثبات در فرهنگ عمید اشخاص مورد اعتماد. معنی اثبات در فرهنگ معین ( اِ) [ ع . ]...
معنی اجاره نشین در فرهنگ عمید آنکه در محل اجارهای بهسر میبرد و به صاحبخانه...
معنی اجداد در فرهنگ عمید = جَد معنی اجداد در فرهنگ معین ( اَ ) [ ع . ] (اِ.) جِ جد؛...
معنی آسانسور در فرهنگ عمید اتاقکی در بعضی از ساختمانهای چندطبقه که بهوسیلۀ برق کار...
معنی آستیم در فرهنگ عمید ۱. ورم و آماسی که در زخم و جراحت پیدا شود. ۲. زخم و جراحتی...
معنی آسودن در فرهنگ عمید ۱. آسایش یافتن؛ آرام گرفتن؛ آرمیدن: چه جوییم از این گنبد...
معنی آش در فرهنگ عمید ۱. غذای آبکی که به اقسام مختلف با برنج و روغن و سبزی یا آرد و...
معنی آشفته دماغ در فرهنگ عمید ۱. آشفتهمغز؛ آشفتهعقل. ۲. پریشانحواس؛ غمگین. معنی...
معنی آشوب در فرهنگ عمید ۱. بینظمی. ۲. شلوغی؛ ازدحام. ۳. (اسم) شوروغوغا. ۴. انقلاب؛...
معنی آغاز در فرهنگ عمید ۱. [مقابلِ انجام و فرجام] لحظه یا جای شروع کار. ۲. (اسم...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.