معنی آواره – فرهنگ معین و عمید
معنی آواره در فرهنگ عمید ۱. گمگشته. ۲. سرگشته؛ سرگردان. ۳. بیخانمان؛ دربهدر. ۴....
معنی آواره در فرهنگ عمید ۱. گمگشته. ۲. سرگشته؛ سرگردان. ۳. بیخانمان؛ دربهدر. ۴....
معنی آوری در فرهنگ عمید صاحبیقین؛ باایمان؛ معتقد؛ گرویده: کسی کاو به محشر بُوَد...
معنی آه در فرهنگ عمید ۱. آخ؛ وای؛ آوخ. ۲. نفس بلند که از درد یا شادی از سینه...
معنی آهن ربا در فرهنگ عمید جسمی که آهن و بعضی فلزات را به سوی خود جذب کند. *...
معنی آی در فرهنگ عمید ۱. برای اظهار درد به کار میرود: آی سرم. ۲. (حرف ندا) برای...
معنی آیین نامه در فرهنگ عمید ۱. دستورهایی که برای اجرای قانون یا انجام دادن کارهای...
معنی ابتشار در فرهنگ عمید ۱. بشارت یافتن. ۲. خوشحال شدن. معنی ابتشار در فرهنگ معین...
معنی ابدیت در فرهنگ عمید ۱. دوام؛ جاودانی؛ پایندگی. ۲. (اسم) آخرت. ۳. (اسم) ابد....
معنی ابریق در فرهنگ عمید نوعی ظرف سفالی یا بلوری لولهدار و دارای دسته که در آن آب...
معنی ابلاغیه در فرهنگ عمید دستور یا حکمی که از طرف مقام رسمی صادر میشود. معنی...
معنی ابواب جمعی در فرهنگ عمید ۱. آنچه از درآمد یا اموال که در اختیار کسی است. ۲....
معنی اپرت در فرهنگ عمید نوعی نمایش که شامل مکالمه، رقص، و آوازهای سبک دلانگیز و...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.