معنی آفسانه – فرهنگ معین و عمید
معنی آفسانه در فرهنگ عمید افسانه؛ سرگذشت؛ قصه؛ حکایت. معنی آفسانه در فرهنگ معین (اَ...
معنی آفسانه در فرهنگ عمید افسانه؛ سرگذشت؛ قصه؛ حکایت. معنی آفسانه در فرهنگ معین (اَ...
معنی آکپ در فرهنگ عمید ۱. لپ. ۲. گرداگرد درون دهان. معنی آکپ در فرهنگ معین (کُ) (...
معنی آکواریوم در فرهنگ عمید ۱. محفظۀ بزرگ معمولاً شیشهای برای نگهداری ماهی،...
معنی آگهی در فرهنگ عمید ۱. نوشتهای که بهوسیلۀ آن مطلبی را به اطلاع مردم برسانند؛...
معنی آلایش در فرهنگ عمید ۱. آلودگی. ۲. ناپاکی. معنی آلایش در فرهنگ معین (یِ) (اِمص...
معنی آلفته در فرهنگ عمید آشفته؛ شوریده؛ پریشان. معنی آلفته در فرهنگ معین (لُ تِ) (ص...
معنی آلهه در فرهنگ عمید = اله معنی آلهه در فرهنگ معین (اِ لا هِ) [ ع . ] (اِ.) مؤنث...
معنی آماریلیس در فرهنگ عمید گیاهی آپارتمانی پیازدار از تیرۀ نرگسیان، دارای برگهای...
معنی آمرزیدن در فرهنگ عمید بخشودن و عفو کردن و درگذشتن خداوند از گناه کسی پس از مردن...
معنی آمونیاک در فرهنگ عمید گازی قلیایی، بیرنگ، تندبو، اشکآور، و از هوا سبکتر که...
معنی آناتومی در فرهنگ عمید = کالبدشناسی معنی آناتومی در فرهنگ معین (تُ) [ لا. ]...
معنی آن سری در فرهنگ عمید ۱. آنطرفی. ۲. [مقابلِ اینسری] [مجاز] آخرتی؛ اخروی؛...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.