معنی اراذل – فرهنگ معین و عمید
معنی اراذل در فرهنگ عمید مردم پست و فرومایه معنی اراذل در فرهنگ معین (اَ ذِ) [ ع . ]...
معنی اراذل در فرهنگ عمید مردم پست و فرومایه معنی اراذل در فرهنگ معین (اَ ذِ) [ ع . ]...
معنی ارتجاع در فرهنگ عمید ۱. بازگشتن به حال اول؛ برگشتن. ۲. [مجاز] ضدیت و مخالفت با...
معنی ارتنگ در فرهنگ عمید = ارژنگ معنی ارتنگ در فرهنگ معین (اَ تَ) (اِ.) نک ارژنگ...
معنی ارجنه در فرهنگ عمید نوایی از موسیقی قدیم ایرانی: گه نوای هفتگنج و گه نوای...
معنی ارزانی در فرهنگ عمید ۱. ارزان بودن؛ کمبهایی. ۲. عطا؛ بخشش. ۳. (اسم) پیشکش. ۴....
معنی ارسی دوز در فرهنگ عمید کفشدوزی که ارسی میدوزد. معنی ارسی دوز در فرهنگ معین (...
معنی ارغون در فرهنگ عمید = ارغنون معنی ارغون در فرهنگ معین ( اَ ) (ص .) اسب تند و...
معنی ارمک در فرهنگ عمید گیاهی بوتهای یا درختچهای از خانوادۀ بازدانگان که از آن...
معنی ازاحت در فرهنگ عمید دور کردن؛ زایل کردن؛ از میان بردن. معنی ازاحت در فرهنگ معین...
معنی ازگیل در فرهنگ عمید ۱. میوهای کرویشکل، گوشتالو، قهوهایرنگ، شیرین، و کمی گس....
معنی اژدر در فرهنگ عمید ۱. در افسانهها ماری بسیاربزرگ که از دهانش آتش بیرون...
معنی اسانس در فرهنگ عمید مادهای معطر به شکل مایع یا روغن فرّار که از بعضی مواد...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.