معنی ارتکاب – فرهنگ معین و عمید
معنی ارتکاب در فرهنگ عمید انجام دادن کاری ، بهویژه کاری نامشروع؛ سر زدن گناه از...
معنی ارتکاب در فرهنگ عمید انجام دادن کاری ، بهویژه کاری نامشروع؛ سر زدن گناه از...
معنی ارجل در فرهنگ عمید ویژگی اسبی که یک پا یا یک دستش سفید باشد. معنی ارجل در فرهنگ...
معنی ارزاق در فرهنگ عمید = رزق معنی ارزاق در فرهنگ معین ( اَ ) [ ع . ] ( اِ.) جِ رزق...
معنی ارسلان در فرهنگ عمید ۱. شیر (حیوان). ۲. [مجاز] شجاع: آنچه منصب میکند با جاهلان...
معنی ارغوان در فرهنگ عمید ۱. (زیستشناسی) گلی سرخرنگ و پیوسته به ساقه که پیش از...
معنی ارمد در فرهنگ عمید ۱. ویژگی چشم دردمند. ۲. (پزشکی) مبتلا به چشمدرد. معنی ارمد...
معنی اریکه در فرهنگ عمید تخت، بهویژه تخت سلطنت. معنی اریکه در فرهنگ معین (اَ کِ) [...
معنی ازکیا در فرهنگ عمید = زکی معنی ازکیا در فرهنگ معین ( اَ ) [ ع . ] (ص . اِ.) جِ...
معنی ازیرا در فرهنگ عمید از برای این؛ برای این؛ ازاینجهت: بگو دل را که گِرد غم...
معنی اساقفه در فرهنگ عمید = اسقف معنی اساقفه در فرهنگ معین (اَ قِ فِ) [ ع . ] (اِ.)...
معنی اسبک در فرهنگ عمید = آبشار معنی اسبک در فرهنگ معین (اَ بَ) (اِ.) پره و دندانه...
معنی اجیر در فرهنگ عمید کسی که با گرفتن دستمزد برای دیگری کار میکند؛ مزدور؛ مزدگیر....
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.