معنی ارجح – فرهنگ معین و عمید
معنی ارجح در فرهنگ عمید برتر؛ بهتر؛ خوبتر. معنی ارجح در فرهنگ معین (اَ جَ) [ ع . ]...
معنی ارجح در فرهنگ عمید برتر؛ بهتر؛ خوبتر. معنی ارجح در فرهنگ معین (اَ جَ) [ ع . ]...
معنی ارز در فرهنگ عمید ۱. (اقتصاد) سند بانکی که ارزش آن به پول خارجی معیّن شده باشد....
معنی ارسال المثل در فرهنگ عمید در بدیع، آوردن مثل مشهور یا سخن حکیمانه در شعر که حکم...
معنی ارغنون در فرهنگ عمید نوعی ساز با تعداد زیادی لوله که با دمیدن هوا در آنها صدا...
معنی ارگانیسم در فرهنگ عمید مجموع اجزا یا اعضایی که جسم یک موجود زنده را تشکیل...
معنی اریحیت در فرهنگ عمید جوانمردی. معنی اریحیت در فرهنگ معین (اَ یَ حِ یَّ) [ ع . ]...
معنی ازعاج در فرهنگ عمید ۱. طرد کردن؛ بیرون کردن. ۲. حرکت دادن؛ جنباندن. معنی ازعاج...
معنی ازهر در فرهنگ عمید ۱. روشن؛ درخشان. ۲. درخشانتر. معنی ازهر در فرهنگ معین (اَ...
معنی اسافل در فرهنگ عمید ۱. افراد طبقۀ پایین جامعه؛ طبقات پایین. ۲. افراد فرومایه....
معنی اسبق در فرهنگ عمید قبل از پیشین؛ سابقتر: رئیس سابق و رئیس اسبق شرکت. معنی اسبق...
معنی اجهل در فرهنگ عمید جاهلتر؛ نادانتر. معنی اجهل در فرهنگ معین ( اَ هَ) [ ع . ]...
معنی احتشاد در فرهنگ عمید ۱. گرد آوردن؛ جمع کردن. ۲. آماده شدن. معنی احتشاد در فرهنگ...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.