معنی احصان – فرهنگ معین و عمید
معنی احصان در فرهنگ عمید ۱. ازدواج کردن. ۲. (فقه) حالت مرد یا زنی که با همسر خود...
معنی احصان در فرهنگ عمید ۱. ازدواج کردن. ۲. (فقه) حالت مرد یا زنی که با همسر خود...
معنی احمد در فرهنگ عمید ستودهتر. معنی احمد در فرهنگ معین (اَ مَ) [ ع . ] (ص تف .)...
معنی اختبار در فرهنگ عمید ۱. آزمون. ۲. آگاهی یافتن. ۳. آزمایش کسی برای شناخت...
معنی اختناق در فرهنگ عمید ۱. (سیاسی) ایجاد رعب و وحشت در جامعه از طرف حکومت برای...
معنی اخشم در فرهنگ عمید ویژگی کسی که حس شامهاش خوب نیست و بوها را تشخیص نمیدهد....
معنی اخمو در فرهنگ عمید ویژگی کسی که همیشه اخم میکند؛ ترشرو؛ عبوس. معنی اخمو در...
معنی ادامه در فرهنگ عمید ۱. پایداری. ۲. (اسم) دنباله: ادامهٴ صحبت. ۳. دنبال کردن؛...
معنی ادله در فرهنگ عمید = دلیل معنی ادله در فرهنگ معین (اَ دِ لِّ) [ ع . ادله ]...
معنی اذاقت در فرهنگ عمید چشاندن؛ چشانیدن؛ مزۀ چیزی را به کسی چشاندن. معنی اذاقت در...
معنی ارادت در فرهنگ عمید ۱. علاقه؛ محبت همراه با احترام. ۲. [قدیمی] خواست؛ قصد. ۳....
معنی ارتاق در فرهنگ عمید کسی که با سرمایۀ دیگری تجارت و سوداگری میکرد و در سود او...
معنی ارتقاب در فرهنگ عمید انتظار کشیدن؛ انتظار. معنی ارتقاب در فرهنگ معین ( اِ تِ) [...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.