معنی احمال – فرهنگ معین و عمید
معنی احمال در فرهنگ عمید ۱. [جمعِ حَمل] = حَمل ۲. [جمعِ حِمل] = حِمل معنی احمال در...
معنی احمال در فرهنگ عمید ۱. [جمعِ حَمل] = حَمل ۲. [جمعِ حِمل] = حِمل معنی احمال در...
معنی اختاپوس در فرهنگ عمید نوعی جانور نرمتن دریایی و بزرگ، با بدن گِرد، سر بزرگ...
معنی اختلال در فرهنگ عمید ۱. تباه شدن و درهموبرهم شدن کار. ۲. بههمخوردگی؛...
معنی اخسمه در فرهنگ عمید نوشابهای که از جو، برنج، یا ارزن تهیه میشد؛ آبجو؛ بوزه....
معنی اخماس در فرهنگ عمید = خمس معنی اخماس در فرهنگ معین ( اَ) [ ع . ] جِ خمس...
معنی ادام در فرهنگ عمید آنچه با نان خورده میشود؛ نانخورش. معنی ادام در فرهنگ معین...
معنی ادکن در فرهنگ عمید مایل به سیاه؛ تیرهرنگ. معنی ادکن در فرهنگ معین (اَ کَ) [ ع...
معنی اذارافیون در فرهنگ عمید = کف۱ * کف دریا معنی اذارافیون در فرهنگ معین (اَ) [...
معنی اراجیف در فرهنگ عمید سخنان بیهوده، دروغ، و بیاصل. معنی اراجیف در فرهنگ معین (...
معنی اربعین در فرهنگ عمید ۱. روز چهلم شهادت حسینبن علی. ۲. روز چهلم درگذشت کسی. ۳....
معنی ارتفاق در فرهنگ عمید ۱. (حقوق) حقی برای مِلک کسی در ملک دیگری، مانندِ حق عبور...
معنی ارجاف در فرهنگ عمید ۱. خبرهای نادرست و سخنان دروغ گفتن و مردم را به هیجان و...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.