معنی اخت – فرهنگ معین و عمید
معنی اخت در فرهنگ عمید ۱. همدم؛ مٲنوس. ۲. [قدیمی] قرین؛ مانند. * اخت شدن (آمدن):...
معنی اخت در فرهنگ عمید ۱. همدم؛ مٲنوس. ۲. [قدیمی] قرین؛ مانند. * اخت شدن (آمدن):...
معنی اختلاف در فرهنگ عمید ۱. با یکدیگر خلاف کردن؛ مخالف شدن. ۲. ناسازگاری داشتن؛...
معنی اخس در فرهنگ عمید خسیستر؛ فرومایهتر؛ پستتر؛ خوارتر؛ زبونتر. معنی اخس در...
معنی اخم در فرهنگ عمید ۱. چین و شکنی که هنگام نارضایتی، عصبانیت، یا فکر کردن بر...
معنی اداری در فرهنگ عمید ۱. مربوط به اداره: میز اداری. ۲. کارمند اداره. ۳. ویژگی...
معنی ادکلن در فرهنگ عمید مایع خوشبوکنندهای حاوی آب، الکل، و اسانس که برای معطر...
معنی ادیم در فرهنگ عمید ۱. پوست دباغیشده؛ چرم: بر همه عالم همیتابد سهیل / جایی...
معنی ارابه در فرهنگ عمید وسیلۀ نقلیۀ چرخدار که بیشتر برای حملونقل بار به کار...
معنی اربعه در فرهنگ عمید چهارگانه: عناصر اربعه. معنی اربعه در فرهنگ معین (اَ بَ عَ)...
معنی ارتفاع در فرهنگ عمید ۱. فاصلۀ عمودی چیزی نسبت به یک سطح؛ بلندی: ارتفاع قلهٴ...
معنی ارجاع در فرهنگ عمید ۱. سپردن کاری به کسی یا جایی. ۲. هدایت کردن به جای دیگر...
معنی ارذال در فرهنگ عمید = رذل معنی ارذال در فرهنگ معین (اَ ذَ یا ذِ) [ ع . ] (اِ.)...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.