0
» معنی کلمات » معنی اتساع – فرهنگ معین و عمید
معنی کلمات

معنی اتساع – فرهنگ معین و عمید

فروردین 31, 1403 ۰6

معنی اتساع در فرهنگ عمید

۱. گشاد شدن؛ فراخ شدن؛ پهناور شدن؛ گشادگی؛ فراخی.

۲. (ادبی) در بدیع، گفتن شعری که بتوان آن را به چند نوع معنی و تفسیر کرد، مانندِ این بیت: لبان لعل تو با هرکه در حدیث آید / به‌راستی که ز چشمش بیوفتد مرجان (سعدی۲: ۶۶۴). δ مصراع دوم را به دو صورت می‌توان تفسیر کرد، یکی اینکه مرجان از چشمش بیفتد (مرجان در نظرش خوار و پست شود)، دیگر اینکه از چشمش اشک خونین چون مرجان سرازیر شود.

۳. (پزشکی) گشاد شدن هریک از عروق و شریان‌ها.

۴. [قدیمی] زیاد شدن.

معنی اتساع در فرهنگ معین

(اِ تِّ) [ ع . ] 1 – (مص ل .) فراخ شدن ، گشاد شدن . 2 – (اِمص .) فراخی ، وسعت ، گنجایش . 3 – کثرت مال و ثروت .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×